ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

صدای شکستن... می‌شکند اَنار...می‌جهد خون اَنار...حبّه‌های سرخ می‌چرخند در هوا... می‌نشینند حبّه‌ها... می‌نشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّه‌ها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش می‌کند روشنایی شمع‌ها... محمد چرمشیر |  روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت

محسن یلفانی

 

محسن یلفانی

نمایشنامه نویس
متولد: ۱۳۲۲ همدان
  • زندگینامه
  • آثار در ناکجا
  • نقد
  • مصاحبه
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • زندگینامه

    محسن یلفانی، نویسنده و نمایشنامه‌نویس، در سال 1943 در شهرهمدان به دنیا می‌آید و تا زمانی که همراه با خانواده‌اش به سنندج می‌رود، در آنجا می‌ماند. وی نوشتن اولین نمایشنامه‌هایش را در همین دوران، یعنی در سال‌های آخر دبیرستان آغاز می‌کند؛ یکی از این نمایشنامه‌ها جایزه‌ی هنر دراماتیک را هم نصیبش می‌کند. 

    در سن 18 سالگی برای تحصیل در دانشسرای عالی به تهران می‌رود و همزمان در مدرسه هنرهای نمایشی آناهیتا که توسط اسکویی‌ها تأسیس شده بود، ثبت نام می‌کند و بار دیگر از طرف همان جشنواره برای یک نمایشنامه‌ای چهار پرده‌ای موفق به دریافت جایزه اول می‌شود، نمایشنامه‌ای که چند سال بعد در تئاتر سنگلج به کارگردانی عباس مغفوریان به روی صحنه می‌رود.

    سپس چند نمایشنامه‌ی تک پرده‌ای می‌نویسد که در کتاب هفته به چاپ می‌رسند و به کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی و بازی جمشید مشایخی ،عزت الله انتظامی ، پرویز فنی‌زاده در تلویزیون ایران نمایش داده می‌شوند.

    یلفانی در سال 1970 معروف‌ترین اثر خود با نام «آموزگاران» را می‌نویسد. این نمایشنامه که به کارگردانی دوست و همکارش سعید سلطان‌پور در تهران به روی صحنه برده می‌شود، بعد از ده شب با دخالت ساواک متوقف می‌شود و سلطانپور و یلفانی دستگیر می‌شوند و سه ماه در زندان می‌مانند. پس از این اتفاق، چاپ و اجرا آثار یلفانی ممنوع می‌شوند.

    یلفانی که پیش از این در سال 1964 به خدمت آموزش و پرورش در آمده و پس از این دستگیری اخراج شده بود، به عنوان مترجم در خبرگزاری تلویزیون ملی مشغول به کار می‌شود. از جمله فعالیت او در این دوره کوتاه می‌توان به اجرای نمایشنامه‌ی «چهره‌های سیمون ماشار» نوشته‌ی برتولت برشت با همکاری سلطانپور اشاره کرد.

    همکاری او با تلویون ملی با سفر شش ماهه‌اش به انگلستان پایان می‌پذیرد. در بازگشت از این سفر همکاری با انجمن تئاتر ایران را -که از سال‌ها پیش بوسیله‌ی ناصر رحمانی نژاد و سلطانپور تاًسیس شده بود- از سر می‌گیرد و به هنگام تمرین نمایش «خرده بورژواها» اثر ماکسیم گورکی بار دیگر، همراه با تمامی همکاران و یاران انجمن تئاتر ایران دستگیر می‌شود و این بار به چهار سال حبس محکوم می‌شود.

    یلفانی در زندان هم بی کار نمی‌ماند و به نوشتن ادامه می‌دهد؛ نمایشنامه‌ی تک پرده‌ای «در ساحل» و ترجمه کتاب «پرورش صدا و بیان هنرپیشه» از سیسیلی بری حاصل این دوران است.

    در اکتبر 1978 پس از آزادی، به صورت جدی همکاری با کانون نویسندگان ایران را آغاز می‌کند و دو بار در سال‌های 1979 و 1981 به عضویت هیئت دبیران آن انتخاب می‌شود. با تعطیلی کانون نویسندگان در سال 1981تصمیم به مهاجرت می گیرد و یک سال بعد به فرانسه می‌رود. یلفانی در آن چند سال با نشریات زمان خود مانند کتاب جمعه و با تحریریه اندیشه آزاد و انتقاد کتاب همکاری داشت.

    پس از تبعید یلفانی در زمینه‌هایی چون نمایشنامه با آثاری چون «قوی‌تر از شب»، «بن بست»، «در یک خوانواده ایرانی» و «انتظار سحر» ، فیلمنامه و نیز مقاله دست به قلم می‌برد و با نشریه‌ی چشم انداز همکاری می‌کند.

    همچنین باید اشاره کرد اکثر آثار او توسط تینوش نظم جو به زبان فرانسه ترجمه شده و تعدادی نیز در همین کشور به اجرا در آمده‌اند.

    "قلم متعهد" اولین مشخصه اصلی آثار محسن یلفانی است که به وضوح در تمام آثارش دیده می‌شود، یلفانی با نگاه مسئولانه‌ی خود روایت انسان‌هایی را به روی صحنه می‌کشد که از زاویه تعهد و وفاداری به آرمان، رنج می‌کشند و یا به صورت بازماندگانی از این رنج روی صحنه ظاهر می‌شوند. او با استفاده از تعلیق و تکنیک‌های دیگر سعی می‌کند تماشاگر را تکان دهد و گاه با غافلگیری فضایی عادی نمایشنامه‌هایش را تبدیل به مکان یک حادثه انسانی می‌کند. در آثار او اگرچه تمثیل و نمادپردازی دیده می‌شود اما سبک نوشتاری‌شان اغلب از چهارچوب رئالیسم خارج نمی‌شوند.

    آثار

    نمایشنامه:

    دختری با روبان قرمز : 2009

    راننده تاکسی : 2008

    مهمان چند روزه : 2001

    انتظار سحر : 1996

    در یک خوانواده ایرانی : 1992

    در آخرین تحلیل : 1988

    بن بست : 1986

    قوی‌تر از شب : 1984

    ملاقات : 1978 (این نمایشنامه که یک سه‌گانه است، به فرانسه به نام "تریولوژی یک انقلاب" ترجمه شده و در سال 2002 اجرا شده است)

    در ساحل : 1976

    دونده تنها : 1973

    آموزگاران : 1970

    تله و مرد متوسط : 1967

    فراری، ناسازگاری و همراهان : 1968

    آقای آریان و خوانواده‌اش :  1962 (برنده جایزه کنکور دراماتورژی از وزیر فرهنگ)

    مردان کوچک : 1960 (برنده جایزه کنکور دراماتورژی از وزیر فرهنگ)

     

    ترجمه :

    چکاوک : ژان آنوی، ترجمه محسن یلفانی- 1981

    30 اوت : میکائیل شاترو، ترجمه محسن یلفانی- 1980

    ایران : دیکتاتوری و توسعه : فرد هالیدی، ترجمه محسن یلفانی - 1979

    پرورش صدا و بیان هنر پیشه : سیسیلی بری، ترجمه محسن یلفانی- 1976

    سیر تحولی سینما : جان هاوارد لاوسن، ترجمه محسن یلفانی- 1973

    سیستم استانسلاویسکی در شوروی : جک پوگی، ترجمه محسن یلفانی - 1972

    دیگر:

    زندانی سیاسی : سه ماه در 1971 (برای نوشتن آموزگاران) و چهار سال از 1974 تا 1978 (برای نوشتن خرده بورژوزهای ماکسیم گورکی)

     



    آثار این نویسنده در ناکجا


    نقد


    مصاحبه


    جملات منتخب

    می‌دونی؟ اگه تو بعد از یه سال، دو سال، یا حتی بعد از سه سال می‌اومدی، یه چیزی. آدم می‌تونس قبول کنه. تا دو سه سالشو آدم می‌تونه بفهمه و یه جوری سر و ته قضیه رو هم بیاره. ولی وقتی این‌همه سال اومده و گذشته و رفته، وقتی این‌همه سال فاصله افتاده، دیگه چه دلیلی داره که یه روز چشم باز کنم و ببینم تو جلوم نشسته‌ی؟


    مثل بچه‌ها. روز اولی که می‌خوان بفرستنشون مدرسه. با این‌که سال‌ها دلشون می‌خواسته بزرگ بشن و مثل بقیه کفش و کلاه کنن و قاطی بقیه بشن، ولی روز اول، یه دفه وحشتشون می‌گیره و می‌چسبن به دامن مادرشون…



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر