ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  من به تازگی دریافته‌ام - و این را در خواب فهمیدم - که به خاطر یک انسان تازه که جور دیگری مرا صدا کند و هرم سوزان نفس‌هایش زیر گلویم را بی‌شرمانه بسوزاند، حاضرم این خانه، این شوهر، این بچه و باغ بزرگ پشت قباله‌ام را برای همیشه ترک کنم. شکوفه آذر |  روز گودال

محمد چرمشیر

 

محمد چرمشیر

نمایشنامه نویس
متولد: ۱۳۳۹ تهران
  • زندگینامه
  • آثار در ناکجا
  • نقد
  • مصاحبه
  • جملات منتخب
  • نظرات شما

  • زندگینامه

    محمد چرمشیر، نمایشنامه‌‍‌نویس، در سال 1339 در شهر تهران متولد شد. پس از سپری کردن تحصیلات متوسطه در سال 1358، در رشته ادبیات نمایشنامه‌نویسی در دانشگاه تهران آغاز به تحصیل کرد، دورانی که به دلیل بسته شدن دانشگاه‌ها در انقلاب فرهنگی به درازا انجامید. او پس از فراغت از تحصیل( 1366)، وارد حرفه‌ی معلمی شد و از همان سال‌ها بود که نوشتن را آغاز نمود.

    چرمشیر برای اولین بار، با نمایشنامه «خداحافظ» خود را به جامعه تئاتر معرفی کرد، این نمایش در سال 1364 در دانشگاه اجرا شد و سپس آذر 66 توسط حسین جعفری در تالار قشقایی به صحنه رفت. اما اجرای نمایشنامه «مسیح هرگز نخواهد گریست» توسط جمشید اسماعیل‌خانی در تالار چهار‌سو بود، که توجه خاصی به نوشته‌های او جلب کرد.

    وی هرچند خیلی سریع توانست جایگاه ویژه‌ای در تئاتر ایران پیدا کند، اما از او باید به عنوان  پرکار‌ترین و پر‌آثار‌ترین نمایشنامه‌نویس ایرانی هم  یاد کرد که تا کنون در زمینه‌های مختلف نمایشنامه نویسی، فیلمنامه‌نویسی، نمایشنامه‌نویسی برای کودکان و نیز در زمینه اقتباس و بازخوانی نمایشنامه‌ها‌ی خارجی، شاهکارهای ادبیات و رمان‌های جهان برای اجرا در صحنه تجربه‌های بسیار کرده است. همچنین او تجربه کار گروهی را نخستین بار با عضویت  درگروه تئاتر بازی آتیلا پسیانی آغاز کرد.

    آثار چرمشیر علاوه بر این‌که توسط  نام‌های شناخته شده بسیاری چون علی رفیعی، آتیلا پسیانی، شهره لرستانی، فرهاد مهندس‌پور، محمد عاقبتی و همچنین دانشجویان تئاتر همواره روی صحنه‌های ایران بوده؛ از مرزهای داخلی فراتر فراتر رفته و به زبان‌های ایتالیایی، انگلیسی، فرانسوی، ترکی و ژاپنی ترجمه‌ و چاپ شده‌‌ و در کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه، بنگلادش، هند، چین تایپه ‌به صحنه رفته اند.

    از میان آثار معروف او می‌توان به نمایشنامه‌های «در مصر برف نمی بارد»،«پروانه و یوغ»، «می بوسمت و اشک»، «کبوتری ناگهان»، «روایت عاشقانه از مرگ در ماه اردی بهشت»، «روزگار نازنین طلعت مهربان»، «بحرالغرائب»، «روز رستاخیز»، «دیر راهبان»، «کالیگولا شاعر خشونت»، «شیش و بش»؛ نمایشنامه‌های عروسکیِ «پدر عزیزم»، «با سکوت در خوابی کوتاه»، «ساز سحرآمیز» و«شاهزاده اندوه» و اقتباس‌هایی چون نمایشنامه‌های «پژهان‌های مردی كه خانه‌اش ويران بود» یا «نفرين» ( اقتباس از «گوئرنيكا» نوشته آرابال، )، «مضحكه‌نامه دن‌كيشوت لامانچایی» (هم اثری اقتباس شده از"دن‌كيشوت" نوشته سروانتس)، «می‌بوسمت و اشك» (اقتباس شده از نامه‌های «واتسلاو هاول به همسرش الگا») اشاره کرد.

    او که سال‌هاست به عنوان مدرس در دانشگاه مشغول تدریس است، 54 نمایشنامه چاپ شده و بسیاری آثار چاپ نشده دارد.

    چرمشیر در نمایشنامه‌هایش بیشتر شهودی درونی که همراه با زایش کلمه و جمله همراه است، را می‌جوید و فراتر از دیالوگ می‌رود.

     به قول اشتفان وایلند، کارگردان آلمانی،  چرمشیر نویسنده راحتی نیست؛ زبان نمایشنامه‌های او شاعرانه، انتزاعی و امروزی است و آثارش از تکنیک‌ و ساختار محکم دراماتیک برخوردار است، به‌ طوریکه همواره سعی می‌کند، خواننده را همراه با سرسختی متنش بیازماید و بسازد.

    آثار

    نمایشنامه «دادگاه نور نبرگ»؛ (چاپ نشده است)؛ ۱۳۶۲

    نمایشنامه «قتل در پیاده رو»؛ (چاپ نشده است)؛ ۱۳۶۳

    نمایشنامه «حریم خلوت دل»؛ (چاپ نشده است)؛ ۱۳۶۳

    نمایشنامه «پژهان‌های مردی که خانه‌اش ویران بود (نفرین)» اقتباس ازگوئرنیکا نوشته آرابال

    نمایشنامه «آن‌گاه که ماه بالا می‌آید» (اقتباس شده از «طلوع ماه» نوشته لیدی گریگوری)؛ ۱۳۶۵ به کارگردانی قاسم زارع

    نگارش نمایشنامه «گریه در آب»؛ ۱۳۶۶ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «باغ آرزو‌ها»؛ ۱۳۶۴ به‌ کارگردانی قاسم زارع؛ ۱۳۶۴ ‌ نشر جهاد دانشگاهی

    نگارش نمایشنامه «مسیح هرگز نخواهد گریست»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی اسماعیل خانی؛  ۱۳۶۴‌

    نگارش نمایشنامه «برجاماندگان»؛ ۱۳۶۵ به کارگردانی حسین جعفری؛ ۱۳۶۶

    نگارش نمایشنامه «چکامه نخست (صفر)»؛ ۱۳۶۷ به کارگردانی حسین عاطفی؛

    نگارش نمایشنامه «باز باران »؛1367

    نگارش نمایشنامه «تراژدی»؛ ۱۳۶۷

    نگارش نمایشنامه «من اشتباه کردم»؛ ۱۳۶۸

    نگارش نمایشنامه «متوری»؛ ۱۳۶۹ به کارگردانی شهره لرستانی ؛ ۱۳۶۹

    نگارش نمایشنامه «اسماعیل اسماعیل»؛ ۱۳۶۹

    نگارش نمایشنامه «وصله بر سوسوی فانوس نیاویخته بر این درخت زیتون »؛ ۱۳۶۹ به
    نگارش نمایشنامه «نجواهای شبانه»؛ ۱۳۷۰

    نگارش نمایشنامه «مضحکه‌نامه دن کیشوت لامانچایی»؛ اقتباس شده از دن کیشوت نوشته سروانتس ؛ ۱۳۷۰

    نگارش نمایشنامه «بی‌بی سرباز ول »؛ ۱۳۷۰

    نگارش نمایشنامه «واقعه خوانی جهاز جادو »؛ ۱۳۷۰ به کارگردانی آتیلا پسیانی؛ ۱۳۷۰

    نگارش نمایشنامه «تنگنا»؛ ۱۳۷۰

    نگارش نمایشنامه «شازده کوچولو»(تعزیه) اقتباس شده از «شازده کوچولو» نوشته آنتوان دوسنت اگزوپری «؛ ۱۳۷۱ به کارگردانی حسین احمدی‌نسب ؛ ۱۳۷۲

    نگارش نمایشنامه «غزل در حریر»؛ ۱۳۷۱ به کارگردانی امیر دژاکام ؛ ۱۳۷۲

    نگارش نمایشنامه «بوی خون معطر»؛ ۱۳۷۲ به کارگردانی «سیروس کهوری‌نژاد»؛ ۱۳۷۳

    نگارش نمایشنامه «ساعت مکاشفه»(افسانه ماه رنگ پریده)؛ ۱۳۷۳

    نگارش نمایشنامه «چهل گیس»؛ ۱۳۷۳

    نگارش نمایشنامه «وقتی که شهر شلوغ می‌شه قورباغه... »؛ ۱۳۷۴ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «خلوتگاه »؛ ۱۳۷۴

    نگارش نمایشنامه «دوچرخه و سیرک »؛ ۱۳۷۴

    نگارش نمایشنامه «شهود» ؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی مریم کاظمی ؛ ۱۳۷۷

    نگارش نمایشنامه «شرحی کشاف در باب زندگی و مرگ نابهنگام زنی در مطبخ»؛ ۱۳۶۵

    نگارش نمایشنامه «روزگار و نغمه‌هایش»؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی کرامت رودساز؛ سال نشر (؟) ‌صنوبر؛ ۱۳۷۸
    نگارش نمایشنامه «گفت‌وگوی بی‌پایان ستاره با مادرش به وقت مردن»؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی سپیده نظری‌پور؛ ‌ نشر صنوبر، سال (؟)

    نگارش نمایشنامه «بحرالغرایب» اقتباس از طوفان نوشته ویلیام شکسپیر؛ ۱۳۷۲ ‌ نشر صنوبر

    نگارش نمایشنامه «در قاب خالی مانده»؛ ۱۳۶۶‌ نشر نیستان

    نگارش نمایشنامه «پشت شیشه‌ها»؛ ۱۳۶۵ ‌‌ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «خداحافظ»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی حسین جعفری ؛ ۱۳۶۶ ‌نشر کارگاه نمایش ایران

    نگارش نمایشنامه «بانوان و آقایان»؛ ۱۳۶۴؛ نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «اسب»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی بهرام عظیم‌پور؛ ۱۳۶۹‌ نشر صنوبر و مجله‌ی سینما تئا‌تر؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «شب و گربه و زیر طاقی»؛ ۱۳۶۴ به کارگردانی محمد اطبایی؛ ۱۳۷۳ نشر صنوبر و مجله‌ی دوران

    نگارش نمایشنامه «یک غزل غمناک» (گزارش)؛ ‌ ۱۳۶۸ ‌نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱ مجله کارنامه، شماره اول؛ سال (؟)

    نگارش نمایشنامه «مروارید»؛ ۱۳۶۹ به کارگردانی «حسین احمدی‌نسب»؛ ۱۳۷۲؛ ‌ انتشارات روزبهان؛

    نگارش نمایشنامه «شام آخر»؛ ۱۳۶۹ (اجرای دانشجویی)، نشر ‌در کارگاه تئا‌تر ایران؛

    نگارش نمایشنامه «تصویری کهنه بر قاب قدیمی»؛ ۱۳۷۰ به کارگردانی «حسین عاطفی»؛ ۱۳۷۱ نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «حشمت»؛ ‌ ۱۳۷۳ به کارگردانی «بهرام عظیم‌پور»؛ ۱۳۷۸ – ۱۳۷۳ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛

    نگارش نمایشنامه «بودن یا نبودن»؛ ۱۳۷۲ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۷۳

    نگارش نمایشنامه «فاطمه عنبر»؛ ۱۳۷۱ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۷۳‌ نشر روزبهان؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «روزی از زندگی یک آدم عشق پیت»؛ ۱۳۷۲ به کارگردانی «شکوفه ماسوری»؛ سال (؟) ‌ نشر صنوبر

    نگارش نمایشنامه «یادگاری‌ها»؛ ۱۳۷۳ به کارگردانی «رویا کاکاخانی»؛ ۱۳۸۱ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش نمایشنامه «تو را دریا خوابی است»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «امیر دژاکام»؛ ۱۳۷۵ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «آبی که گاوی خورد شیر می‌شود»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۷۵ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «البته واضح و مبرهن است که...»؛ ۱۳۷۵ (اجرای دانشجویی شده است) ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱ ‌

    نگارش نمایشنامه «شرف‌نامه یحیی تیره بخت»؛ ۱۳۷۴ به کارگردانی «سیروس کهوری‌نژاد»؛ ۱۳۷۵

    نگارش نمایشنامه «یک بوته گل برای لیلا»؛ ۱۳۷۴ چاپ نشر جهاد دانشگاهی؛ ۱۳۷۸ ‌

    نگارش نمایشنامه «ساز سحرآمیز»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «ستاره پسیانی»؛ ۱۳۷۷ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «رضا موتوری»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «معصومه تقی‌پور»؛ ۱۳۷۷

    نگارش نمایشنامه «عاشق کشون»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «سیاوش طهمورث»؛ ۱۳۷۷ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «در شب سرد زمستانی»؛ ۱۳۷۸ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «خواب بی‌وقت حوریه»؛ ۱۳۷۴ به کارگردانی «عباس غفاری»؛ سال (؟) ‌ نشر صنوبر؛ ۱۳۷۸
    نگارش نمایشنامه «شبانه»؛ ۱۳۷۵ به کارگردانی «حسن سرچاهی»؛ ۱۳۷۸؛ سال (؟)؛ چاپ نشر صنوبر؛ ۱۳۷۸

    نگارش نمایشنامه «دشنه و دل»؛ ۱۳۷۸ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «مرغ‌هایی که از تخم‌مرغ‌های پخته به دست می‌آید»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «سیروس کهوری‌نژاد»؛ ۱۳۷۷ ‌

    نگارش نمایشنامه «سفرنامه مرجان (ما بودیم که آن‌ها آمدند)»؛ ۱۳۷۹ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «کوچه اقاقیا»؛ ۱۳۷۶ به کارگردانی «حسین محب‌اهری»؛ ۱۳۷۹ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «مکبث» اقتباس شده از نمایشنامه «مکبث» نوشته «ویلیام شکسپیر»؛ ۱۳۷۹ به کارگردانی «فرهاد مهندس‌پور»؛ ۱۳۷۹ ‌ نشر نمایش

    نگارش نمایشنامه «دیر راهبان» اقتباس شده از رمان «دیر راهبان» نوشته «دوکاسترو»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «فرهاد مهندس‌پور»؛ ۱۳۸۰ ‌ نشر صنوبر

    نگارش نمایشنامه «ابر در فنجان»؛ ۱۳۷۸ به کارگردانی «رویا کاکاخانی»؛ ۱۳۷۹ ‌ نشر نیستان؛ ۱۳۸۰

    نگارش نمایشنامه «با دهانی پر از سیب»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «امیر دژاکام»؛ ۱۳۸۰ ‌نشر صنوبر؛ ۱۳۸۰

    نگارش نمایشنامه «روز رستاخیز» اقتباس شده از «محشر صغری» نوشته «کونویتسکی»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «فرهاد مهندس‌پور»

    نگارش نماشنامه «ناتمام» (واگویه)؛ ‌۱۳۷۴ به کارگردانی «آناهیتا اقبال‌نژاد»؛ ۱۳۸۱‌ نشر نیستان؛ ۱۳۸۰

    نگارش نمایشنامه «بهجت»؛ ۱۳۷۸ به کارگردانی «زهرا صبری»؛ ۱۳۸۰ و «حسین عاطفی»؛ ۱۳۷۹ چ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش «سه پنجره از شادی»؛ ۱۳۷۴ ‌نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «شیش و بش»؛ ۱۳۷۶ ‌ نشر نیلا؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «پچپچه»؛ ۱۳۷۶ به کارگردانی «فاطمه نقوی»؛ ۱۳۷۷ ‌نشر صنوبر؛

    نگارش نمایشنامه «مادرم گودزیلا»؛ ۱۳۷۷ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱ ‌ مجله گزارش فیلم، سال۷، شماره ۸۹؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «خاموشی ماه»؛ ۱۳۷۷ به کارگردانی «رویا کاکاخانی»؛ ۱۳۸۱ – ۱۳۸۰ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش نمایشنامه «قلاده برای سگ مرده»؛ ۱۳۷۸ به کارگردانی «حسین عاطفی»؛ ۱۳۷۸ ‌ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «شاباش خوان»؛ ۱۳۷۸ ‌ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «فانوس خیس»؛ ۱۳۷۹ به کارگردانی «آناهیتا اقبال‌نژاد»؛ ۱۳۷۹ ‌ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «آمین گفتن خفتگان در عنبر» (مرد پنجم)؛ ۱۳۷۸ ‌ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «کباب قناری بر آتش سوسن و یاس»؛ ۱۳۷۸ ‌ نشر صنوبر؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «بسه دیگه خفه شو!»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۸۱ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش نمایشنامه «کالیوگولا شاعر خشونت»؛ ۱۳۸۱ نوشته «محمد چرم شیر»؛ ۱۳۸۱ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «آرامش در حضور دیگران»؛ ۱۳۸۱ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «کسی نیست که همه داستان‌ها را به یاد آورد»؛ ۱۳۸۱ به کارگردانی «رضا حداد»؛ ۱۳۸۱ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش نمایشنامه «در مصر برف نمی‌بارد»؛ ۱۳۸۱ به کارگردانی «علی رفیعی»؛ ۱۳۸۱

    نگارش نمایشنامه «مادام کامیون»؛ ۱۳۷۹ ‌ نشر درود؛ ۱۳۸۲

    نگارش نمایشنامه «روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردیبهشت»؛ ۱۳۸۲

    نگارش نمایشنامه «رقص مادیان‌ها» اقتباس از «یرما» نوشته «گارسیا لورکا»؛ ۱۳۸۲

    نگارش نمایشنامه «من باید برم خیلی دیرم شده» اقتباس از «خیابان بوتیک‌های تاریک» نوشته (؟)؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی محمدعاقبتی

    نگارش نمایشنامه «هاها‌ها»؛ ۱۳۷۸ ‌نشر کارگاه تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۳

    نگارش نمایشنامه «بتیل‌ها»؛ ۱۳۷۸‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش نمایشنامه «زمین صفر»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «آتیلا پسیانی»؛ ۱۳۸۳

    نگارش نمایشنامه «با دهان بند سکوت»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «رضا حداد»؛ ۱۳۸۲ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش نمایشنامه «می‌بوسمت و اشک» اقتباس شده از نامه‌های «واتسلاو هاول به همسرش الگا»؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی «محمد عاقبتی»؛ ۱۳۸۲ نشر کارگا تئا‌تر ایران؛ ۱۳۸۳

    نگارش نمایشنامه «کسی در خانه را می‌زند در ساعت پنج عصر»؛ ۱۳۸۱ ‌ نشر کارگاه تئا‌تر ایران

    نگارش نمایشنامه «رویای بسته شده به اسبی که از پای نمی‌افتد» براساس «یادداشت‌های روزانه کریستف کلمب»؛ ۱۳۸۳ به کارگردانی «آروند دشت‌آرای»؛ ۱۳۸۳ ‌ مرداد ۱۳۸۳

    نگارش نمایشنامه «آداب متبرک سکوت» اقتباس از «شاه لیر» نوشته «ویلیام شکسپیر»؛ ۱۳۸۳ به کارگردانی «کامبیز اسدی»؛ ۱۳۸۳

    نگارش نمایشنامه «دلواپس اشک‌های من نباش»؛ ۱۳۸۳ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «عاشقانه‌های صفورا»؛ ۱۳۸۳ (چاپ نشده است)

    نگارش نمایشنامه «کبوتری ناگهان»؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی «عباس غفاری»؛ ۱۳۸۴ ‌ نشر نیلا؛ ۱۳۸۴

    نگارش نمایشنامه «عصر معصومیت» (مثل خون برای استیک) اقتباس شده از «فرانکشتاین» نوشته «مری شلی»؛ ۱۳۸۰ به کارگردانی «حسن معجونی»؛ ۱۳۸۴

    نگارش نمایشنامه «سفر دور و دراز و فراموش نشدنی سلطان به دیار فرنگ به روایتِ مردی مشکوک»؛ ۱۳۷۴ به کارگردانی «سیروس کهوری‌نژاد»؛ ۱۳۷۴ ‌نشر نیلا؛ ۱۳۸۴

    نگارش نمایشنامه «می‌خواستم اسب باشم» اقتباس از «خاطرات یک دختر جوان» نوشته «آن فرانک»؛ ۱۳۸۳ چاپ نشر نیلا

    نگارش نمایشنامه «پروانه و یوغ» براساس «نامه‌های ونگوگ»؛ ۱۳۸۴ به کارگردانی «آروند دشت‌آرای»؛ ۱۳۸۴

    نگارش نمایشنامه «آسمان روزهای برفی» بازخوانی فیلمنامه‌ «بانی و کلاید»؛ ۱۳۸۴

    نگارش نمایشنامه «خواب آهسته مرگ» بازخوانی رمان «ماجرای عجیب دکتر جکیل و مس‌تر هاید»؛ ۱۳۸۴

    نگارش «تن‌ها خدا حق دارد بیدارم کند» اقتباس از «اسکارو خانم صورتی» نوشته «اریک امانوئل اشمیت»؛ ۱۳۸۳ به کارگردانی «محمد عاقبتی»؛ ۱۳۸۵

    نگارش نمایشنامه «خم می‌شوم و ماه را می‌بوسم» (اعتراف)؛ ۱۳۸۲ به کارگردانی «آروند دشت‌آرای»؛ ۱۳۸۵

    نگارش نمایشنامه «قدم زدن روی ابر با چشمان بسته» بازخوانی «یادداشت‌های روزانه ویرجینیا وولف»؛ ۱۳۸۴ به کارگردانی «آروند دشت‌آرای»؛ ۱۳۸۵

    نگارش نمایشنامه «بر بال‌های کلاغ شب» بازخوانی «یادداشت‌های فروید»؛ ۱۳۸۵

    نگارش نمایشنامه «سرزمین آسمان» بازخوانی نمایشنامه «ژاک و اربابش» نوشته «میلان کوندرا»؛ ۱۳۸۴

    نگارش نمایشنامه «گذر پرنده‌ای از کنار آفتاب»؛ ۱۳۸۴ ‌ نشر نیلا

    نگارش نمایشنامه «روزگار نازنین طلعت مهربان»؛ ۱۳۷۷

    نگارش نمایشنامه «جایی گوشه قلبم منتظر ‌چیزی هستم»؛ ۱۳۷۶

    نگارش نمایشنامه «زمان سکوت برای زندگان»؛ ۱۳۷۴



    آثار این نویسنده در ناکجا


    نقد


    مصاحبه


    جملات منتخب

    این‌جا حرف‌ها همه روی زمین می‌مونن. توی ظرف‌های دربسته‌ای که هیچ‌کس رغبت بازکردن‌شون رو نداره. برای همین نمی‌شه به آسمون نگاه کرد و گفت: چه آسمون قشنگی. چون وقتی که این رو بگی، دیگه هیچ‌کس به آسمون نگاه نمی‌کنه...


    وقتِ دنیا اومدن بچه‌هاتون فریاد بزنین. بذارین مردهاتون تا اون‌جایی که می‌شه بترسن. بذارین خیال کنن بزرگترین گناه دنیا رو کردن وقتی از شما بچه‌هایی برای خودشون خواستن، اما خودتون از این درد لذت ببرین. به خودتون بگین اگه ده بار دیگه این درد باشه، باز سراغ این درد می‌آم. اما نذارین مردهاتون این رو بفهمن. بذارین مردهاتون خیال کُنن فقط به خاطر اون‌هاست که این درد رو بازم تحمل می‌کنین، حتی اگه ده بار دیگه‌ام باشه.


    یه وقت‌هایی می‌شه، دون میکله، همین جور که نشستم، بوی تنش می‌پیچه توی کله‌م. انگار هزار تا گاو رو ول کرده باشن توی سینه‌ام. طاقت نمی‌آرم. نفس‌زنون می‌رم تا خونه. از خودم می‌پرسم : اون هزار تا گاو توی دل یرما هم خودشون رو به در و دیوار می‌کوبن یا نه؟


    اینجا سرزمین تلخی‌هاست. سرزمین حسرت‌ها. اینجا رویاها زود از یاد همه می‌رن. اینجا فردا همین امروزه. دیروزی هم نداره. یرما، اینجا باید به خیلی چیزها تن داد. اینجا سرزمین تن‌دادن‌هاست.


    با عادت‌های مردهاتون نجنگین، آروم عوض‌شون کنین. نذارین مردهاتون بفهمن که دارن عوض می‌شن، آروم عوض‌شون کنین. از مردهاتون نپرسین عوض‌‌شدن رو دوست دارن یا نه، آروم عوض‌شون کنین. به مردهاتون بگین عادت‌هاشون رو دوست دارین، آروم عوض‌شون کنین.


    نه به دست‌هایت می‌نگرم، نه به شمشیر. فقط نگاه می‌کُنم به چشم‌هایت. نه برای آن‌که چشم‌ها می‌گویند شمشیر به کجا فرود خواهد آمد.(...) به چشم‌هایت نگاه می‌کُنم تا ببینم مهر دارند یا کین... چشم‌ها دروغ نمی‌گویند.


    صدای شکستن... می‌شکند اَنار...می‌جهد خون اَنار...حبّه‌های سرخ می‌چرخند در هوا... می‌نشینند حبّه‌ها... می‌نشیند خون اَنار... بستر گلگون... حریر پیراهن گلگون... حبّه‌ها مانده روی بستری سپید...سرخ... سرخ... سرخ... بادی خاموش می‌کند روشنایی شمع‌ها...


    دوستت دارم، خواهر من، برای آنچه تو بودی و من نبودم... و همیشه خشمی با دلم بود، خواهر من، برای آن مرد که از من ربودی. و همه‌ی فرصت زنی چون من را گرفتی که رها کنم خودم را از این "سمنگان دژ"... دوستت دارم، خواهر من، و بیزارم از تو، برای آن‌چه تو بودی و من نبودم.


    می‌بینم، زاده می‌شوند بر بسترم کودکانی فربه و خندان‌لب، از مادرانی سر بُریده و پاره‌تن. و می‌بینم هم‌خوابه‌ام بر بسترم با مُردگانی زره پوشیده و خود بر سر، زیر سایه‌ای از هزاران گُرز و شمشیر و خنجر...



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر