ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من به خدا ایمان ندارم چون تمام وجودم مایل به ایمان آوردنه! من به خدا ایمان ندارم چون‏ زيادى دلم مى‏‌خواد ایمان بيارم! من به خدا ایمان‏ ندارم چون ایمان آوردن به خدا كار آسونيه و اگه‏ ایمان بيارم زيادى خوشبخت مى‏‌شم. اریک امانوئل اشمیت |  مهمان ناخوانده

مارگریت دوراس، و‌ گاه نویسنده‏ سرانجام چیزى مى‏‌نویسد

مارگریت دوراس، و‌ گاه نویسنده‏ سرانجام چیزى مى‏‌نویسد

 

گفتگو با مارگریت دوراس درباره نمایشنامه "لاموزیکا دومین"

 

یادداشتِ مارگریت دوراس‏ برای این نمایشنامه:

آدم‏‌هایى هستند که همدیگر را دوست داشتند و از هم جدا شدند. هنوز جوان‏اند. هنوز سى، سى و پنج ساله هستند. بى‏‌شک آدم‏‌هاى‏ باسوادى‏‌اند. با مدرک. باتربیت بار آمده‌‏اند، همچنان باتربیت باقى‏ مانده‏‌اند، از این تربیت وجه‌ه‏اى غیر قابل انکار را حفظ کرده‏‌اند. حسن‏‌نیت دارند، مانند همه زندگى کردند، ازدواج کردند، مستقر شدند و سرانجام نیروى خطرناک عشق و شهوت آن‌ها را از هم گرفت. هنوز نمى‏‌دانند به دام چه چیزى افتاده‏‌اند.

براى آخرین پرده جدای‌ى‏شان به اوِرو برگشته‏‌اند، پرده حکم طلاق‏شان. هنوز نمى‏‌دانند چه بر سرشان آمده. هر کدام آمده‌‏اند تا براى آخرین‏‌بار همدیگر را ببینند، کمابیش بدون اینکه آن را بخواهند.

زن به‌‏نظر آزاد‌تر از مرد مى‏‌آید، فراموش‏کار‌تر به جزئیات زجر، به دوزخ، به خطاهاى متقابل‏شان. و اما نسبت به اصل مطلب کمتر فراموش‏کار به‏ نظر مى‏‌آید: درون اوست که گونه‌‏اى منطق ظهور مى‏‌کند، منطق ویرانى‏ عشاق. مرد هنوز در زجر کشیدن جوان است، دست و پا مى‏‌زند، مى‏‌خواهد زن را از زندگى‏‌اش بکَنَد، به احتمال قوى هنوز کمى به‏ سعادت ایمان دارد. مرد بیشتر از زن در معرض زجرکشیدن قرار گرفته‏ است. زن این را مى‏‌داند، همچنین مى‏‌داند که مرد این زجر را مى‏‌طلبد، و بدون این زجر او مى‏‌تواند مردى سنگدل و بى‏‌انصاف باشد.

هر دو را در یک شب تابستانى، در هتل فرانسه بدون هیچ بوسه‏‌اى‏ ساعت‏‌ها و ساعت‏‌ها به سخن مى‏‌آورم. تنها براى اینکه سخن بگویند. در نیمه نخست شب، لحن‏شان لحن کمدى‏‌ست، لحن مشاجره. اما در نیمه‏ دوم، به این حس ناب عشق مأیوس بازگشته‏‌اند.

دقیقاً بیست سال از لاموزیکا تا لاموزیکا دومین مى‏‌گذرد، و کمابیش در طول تمام این سال‏‌ها من این پرده دوم را مى‏‌طلبیدم. بیست سال است‏ که من صداهاى شکسته این پرده دوم را مى‏‌شنوم، صداهایى‏ شکست‏‌خورده از خستگى این شب بى‏‌خوابى. زن و مردى که همچنان‏ وحشت‏زده در این نخستین عشق جوان باقى مى‏‌مانند.

و‌ گاه نویسنده‏ سرانجام چیزى مى‏‌نویسد.

 

 


مارگریت دوراس

مارگریت دوراس

۱۹۱۴
فرانسه

مارگریت دوراس (۱۹۹۶-۱۹۱۴)، با نام واقعیِ مارگریت دونادیو، نویسنده، نمایشنامه‌نویس، کارگردان و فیلمسازِ فرانسوی در شهری در شمالِ کشور ویتنام متولد می‌شود. پدر مارگریت، زمانی که او تنها ۵ سال دارد، در فرانسه می‌میرد. دوراس تمام دوران کودکیِ خود را در ویتنام سپری می‌کند و در سال ۱۹۳۲، پس از کسب مدرک دیپلم، به قصد ادامه‌ی تحصیل عازم ...

لاموزیکا دومین

لاموزیکا دومین

خرید
نویسنده: مارگریت دوراس
مترجم: تینوش نظم‌جو
این کتاب را ببینید

مارگریت دوراس: دقيقاً بيست سال از لاموزيكا تا لاموزيكا دومين مى‏‌گذرد، و كمابيش در طول تمام اين سال‌‏ها من اين پرده دوم را مى‏‌طلبيدم. بيست سال است‏ كه من صداهاى شكسته اين پرده دوم را مى‌‏شنوم، صداهايى‏ شكست‏‌خورده از خستگى اين شب بى‏خوابى. زن و مردى كه همچنان‏ وحشت‌‏زده در اين نخستين ...

  • در عصری که کتاب به این سادگی

    در عصری که کتاب به این سادگی دراختیارخوانندگان قرار میگیرد.فیلم بهترین رابط برای شناخت بیشتر نویسندگانش است .
    وافعا خسته نیاشید!

    ارسال شده توسط mreza در د., 2012-03-19 17:56.

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر