ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

  نگاه که نمی‌تواند بدون حرکت صاحبش به دنبال کسی برود یا در بسته‌ای را باز کند و همچنان خیره شود به او. ابوتراب خسروی |  

بخشی از کتاب چاردر سروده‌ی پیمان داعی شالکوهی

بخشی از کتاب چاردر سروده‌ی پیمان داعی شالکوهی

 

یک

 

بیا عزیزم

بيا در صد ميدانِ شهر

مرگِ صد نفر

در صد نقطه‏ى جهان را

محكوم بكنيم

 

بيا محبوب من

شلوار جين كَلوين‏كلاين‌ات را بپوش

و ناخنِ بلندت را مثل هميشه

كهربايى‏رنگ كن

بيا كنار من

در صد ميدان شهر

كنار من باش

من می‏خواهم از زيبايى تو مهيا شوم براى جنگ

 

بيا عشقَم تمام‌ام

ساندويچ‌ات را بيار

در صد ميدان

آب‏معدنی‌ا‏ت را بيار

در صد ميدان

گوشىِ موبايلِ دوازده‌‏مگ‌ات را فراموش نكن

بيا كنار من تا مهيا شويم

و مرگ صدها هزار نفر در صدها هزار نقطه را محكوم كنيم

 

بيا محبوب من

 

 

دو

 

می‏دانی؟

همه‏چیز دارد می‏رقصد

کارتنکِ کنجِ دیوار انباری

کارگرِ افغانیِ رو چارچوبِ آهنیِ برجِ نیم‏ساخته‏ی روبه‏رو
انگشت‏های پیانیستِ عرق‏کرده‏ی مست

چشم‏های مردِ هیزِ روی نیمکتِ پارک لاله

بختِ نکبتِ تو

و کجا را دیده‏ای

همین سقفِ ثابتِ کوتاه

وقتی که پاتیل‌ام

 

سخت نگیر

این‏جوری بهش نگاه کن

همه‏چیز دارد می‏رقصد

 

 

سه

 

حیران رسیده‏ای

زیرِ نورِ اریبِ دریچه

جنازه‏ی گرمِ روی سکو را نگاه ‏کن

نگاه ‏کن بر صُفه، بی‏برگشت‏ترین خواب‌اش را

وقت‏ نمی‏کند برایت تعریف کند 

 

موهاش را نگاه‏ کن

که نسیم را از خاطر برده

و سرش را که طوری به پشت خم‏ شده

انگار نفسِ آخر هم داشته می‏گفته: نه، نه، نه

و پاهاش را که از دویدنی بی‏سرانجام سرشار است

و سینه‏اش را

که هنوز دودِ کامِ آخر را بیرون نداده

 

انگشت‏هاش را نگاه ‏کن

جای لمسِ عشقی وحشی در تابستانِ شبی برفی

حسابِ عددِ کاغذها و فلزها را داشته یک‏سره

تن‌اش

تن‌اش را نگاه ‏کن

تنِ کبودش را

بی‏خیالِ نگاه‏ها و اشاره‏ها

لُخت

دیگر یک تن است

تَنی که  مصرانه از تَنانِگی‌اش تن می‏زد

و پنهان می‏شد زیرِ لباس‏ها و نقاب‏ها

 

و  حالا

آن امضاء را ببین که تمامش است

افتاده پای شعر کوتاهش

 

 

این دست‏مال را هم بگیر

گوشه‏ی چشم‏ِ چپ‌ات را پاک کن

و در نورِ کج‏تابِ دریچه

دود شو

غبار شو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


پیمان داعی شالکوهی

پیمان داعی شالکوهی

1355
تهران

متولد يك هزار و سيصدوپنجاه و پنج خورشيدى هستم، توى بيمارستان هشتروديان تهران، آخرهاى پاييز. ديپلم گرفتم و... درنهايت كارشناسى ارشد زبانشناسى رو تو دانشگاه تهران خوندم. هميشه نوشته‌م و گذاشته‌م كنارِ دست خودم. هيچ وقت تو هيچ حلقه و انجمن و مجله روزنامه و جمعى نرفته‌م. به گمونم منزوىَ‌م، يا شايدم تنبل. چون هميشه منتظر بودم يكى بياد ...

چاردر

چاردر

خرید
نویسنده: پیمان داعی شالکوهی
این کتاب را ببینید

  حضور درخشان اندیشه، موسیقی و عاطفه در بستر زبانی که میل به سادگی دارد شعرهای پیمان داعی شالک.هی را بدیع کرده است. آشنایی‌زدایی از بارزه های شعر اوست. او شاعری‌ست که تشخص زبانی دارد؛ توانسته زبان‌محوری را تا جایی که به مضمون اثر لطمه‌ای نزند هدایت کند و در اشعاری که شاعر در کار برهم زدن نحو است به زیبایی شعر را تا انتها پیش ...

برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
- ورود
- عضویت

نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
با تشکر